حالا يا علي بگو

نويسنده: اميد پور دهقان

بيست و يكمين همايش ادبي فرزندان شاهد سراسر كشور (پسر) از تاريخ 11/5/83 لغايت 14/5/83 در استان زنجان برگزار شد.
    در اين برنامه تعداد 73 نفر از منتخبين ادبي استان‌هاي سراسر كشور حضور يافتند. جلسه توجيهي اين مراسم شب اول برگزار شد كه در آن كارشناس مسؤول ادبي مركز به تشريح اهداف و برنامه‌هاي همايش ادبي پرداخت و به سؤالات مخاطبين پاسخ گفت.
    كلاس‌هاي آموزشي همايش ادبي از روز دوم همايش شروع شد كه در آنها آقايان محمدي‌پاشاك، كامران شرفشاهي و داريوش ذوالفقاري در دو رشته داستان و شعر به بيان مطالب نظري و نقد و بررسي آثار شركت‌كنندگان پرداختند و ضمن تكميل «شناسنامه ادبي» براي اعضاي كلاس‌ها، برگزيدگان آنها را در پايان دوره معرفي كردند.
    روز دوم همايش، نشست ادبي در مجموعه فرهنگي تاريخي سلطانيه برگزار شد كه در آن شاعران و نويسندگان شاهد به خواندن آثار خود پرداختند.
    مراسم همايش ادبي در بعدازظهر روز سوم برگزار شد. در اين مراسم پس از تلاوت آياتي از قرآن كريم توسط يكي از فرزندان عزيز شاهد و پخش سرود مقدس جمهوري اسلامي ايران مديركل بنياد شهيد انقلاب اسلامي زنجان آقاي علي‌اكبري طي سخناني به حاضرين خيرمقدم گفت:
    حضور امام جمعه محترم استان زنجان و مديركل پرورشي آقاي سيدابوالقاسم هاشمي و شاعر فرهيخته معاصر آقاي مرتضي اميري اسفندقه در اين مراسم به شكوه آن افزوده بود. مراسم شعرخواني فرزندان عزيز شاهد پس از قرائت شعر بلندي از آقاي مرتضي اميري اسفندقه در مدح حضرت فاطمه زهرا(س) شروع شد.
    خانم سولماز مولايي از زنجان اولين شاعر شاهدي بود كه براي خواندن شعر دعوت شد و ضمن عرض خيرمقدم به حاضرين يكي از غزل‌هاي خود را خواند.
    سعيد اپروش شاعر ديگري بود كه براي خواندن شعر دعوت شد. اپروش كه از استان هرمزگان، شهرستان بندرعباس آمده بود شعرش را با جمله «اعوذ بالله، من از شيطان نمي‌ترسم» شروع كرد و خواند:
    پر را بشكن
    پرواز ممنوع است
    و ديگر آسمان، هرگز
    ميان ابرهايش
    حجم پرواز پرستو را
    نخواهد ديد
    زمين از لمس هجرت سايه‌ها
    محروم و بي‌بهره است
    روح‌الله يعقوبي‌پور از استان ايلام شاعر صدا آشناي ديگري بود كه با غزل زير مراسم را ادامه داد:
    به چشم‌هاي سياهت قسم اهورايي
    تو مثل باغ اناري كه سرخ و رعنايي
    سلام نوگل با غم لبت پر از لبخند
    بخوان براي دلم يك سرود تنهايي
    تو از تبار بهاري هميشه سرسبزي
    و در نيايش باران چقدر زيبايي
    نگاه كن دل مجنوني‌ام چه مي‌گويد؟
    تو از قبيله مايي، شبيه ليلايي
    عليرضا تنديد شاعر بوشهري كه فقط شعر سپيد مي‌گويد و در اين زمينه دستي دارد و كارهاي قابل تأملي ارايه داده است، شاعر ديگري بود كه با خواندن يكي از اشعارش شمع همايش را برافروخته نگه داشت.
    مرتضي حنيفي از استان تهران يكي ديگر از شاعراني بود كه براي خواندن شعرش دعوت شد. حنيفي كه بيشتر سپيد مي‌گويد و كوتاه، چند قطعه از اشعارش را خواند:
    وقتي مرا نگاه مي‌كني / تكليف دهانم جز بازماندن چيست؟...
    و جهاد نادريان از استان بوشهر با غزلي مراسم را ادامه داد.
    حسين فروزنده از استان فارس شاعر ديگري بود كه غزل زير را با عنوان ققنوس بي‌نشان خواند:
    تن پوش، دست و پا، سرت آتش گرفته
    ققنوسي و بال و پرت آتش گرفته
    گويا شناسايي تو امكان ندارد
    حتي خطوت دفترت آتش گرفته
    بابا، عمو، خواهر، برادر، دوست، مادر
    همسايه دور و برت آتش گرفته
    تاريخ بعد از مرگ تو با خون سرخت
    با ديدن خاكسترت آتش گرفته
    علي دهقان از استان مازندران ديگر شاعر همايش بود كه دو شعر كوتاه خواند:
    تقصير خودت بود
    قناري‌هايت پريد
    من
    تنها
    درها را باز كردم
    خودت ميان زمين و آسمان فاصله انداختي
    عباس صادقي از استان كرمانشاه نيز شاعر ديگر همايش بود كه دو قطعه از اشعار خطابي خود را با صدايي غراّ قرائت كرد.
    خانم پريناز طالع از استان تهران كه چند روزي بيشتر نبود به خيل شاعران و نويسندگان شاهد پيوسته بود از ديگر شاعران همايش بودكه با يك مثنوي مراسم را ادامه داد.
    قباد سوماري ديگر شاعر شاهد و صاحب مجموعه‌هاي سلام ظهر به خير و با رؤياهايم چه مي‌كني، شاعر مهمان اين همايش بود كه با «غزل ترانه» زير شركت‌كنندگان در همايش را مهمان شعر خود كرد:
    به خدا اگر بيايي هيچي ازت كم نمي‌شه
    شب و روز من دلشكسته در هم نمي‌شه
    آخه من غير خدا هيچكي رو جز تو ندارم
    تويي و يك «من سرگشته» كه آدم نمي‌شه
    من اگه تو رو نداشتم چي مي‌اومد به سرم
    آخه مي‌گن تو گُلا هيچ گلي مريم نمي‌شه
    تو خودت خوب مي‌دوني اگه يه روز نبينمت
    سور و ساطِ زندگي واسم فراهم نمي‌شه
    حالا يا علي بگو، اخماتو واكن و بيا
    به خدا اگه بياي هيچي ازت كم نمي‌شه
    عبدالله روا بروجني از استان چهارمحال و بختياري شاعر ديگر همايش بود كه با غزلي مراسم را ادامه داد.
    در پايان مراسم از برگزيدگان همايش ادبي در دو رشته شعر و داستان تقدير به عمل آمد. برگزيدگان رشته شعر عبارت بودند از:
    1. محمدمهدي جليلي از همدان
    2. علي دهقان از مازندران
    3. عبدالله روابروجني از چهارمحال و بختياري
    4. حسين زنگانه از گلستان
    5. عباس صادقي از كرمانشاه
    6. جهاد نادريان از بوشهر
    7. حسين فروزنده از فارس
    برگزيدگان داستان نيز عبارت بودند از:
    1. مهدي سلماني با قصه‌ي «از صعود تا سقوط»، از استان همدان
    2. محسن عبدالملكي با قصه‌ي «تظاهرات» از استان همدان
    3. احمد ابراهيمي از استان فارس
    در پايان از محمدمهدي جليلي شاعر همدان كه نتوانست براي مراسم همايش ادبي در زنجان بماند و از اشعارش براي مهمانان بخواند غزلي با هم مي‌خوانيم:
    روزي كه باران بود، گندم بود، سيب و
    ته مانده عشقي خدايي توي جيب و
    كنجي ميان چشم‌ها جاي خيانت
    تصوير يك احساس از ژرفا عجيب و
    زخمي شبيه جرأت انكار نقشِ
    صامت ميان صحنه عشقي نجيب و
    روزي وقوع سين هفتم، سيبِ كالِ
    سبز ميان سفره‌ي كوچي غريب و
    روزي كه باران رفت، گندم مرد، سيب و
    هذيان ذهنِ گيج و قلب بي‌نصيب و
    كفشي كه پاي سادگي‌‌هاي مرا زد
    كفش قشنگ سيندرلاي نجيب و
    بهتر نبود اين حرف‌ها را هم بپيچم
    با جسم بي‌جانم ته سنگ و صليب و
    تك بيت‌هاي محرمت را راز من باش
    ناخوانده رد شو بيت‌هاي دلفريب و ...